سلام همراهان دلبندم!
چند روز پیش با زبان آلمانی آشنا شدم.الان دارم با یه نرم افزار اون رو می خونم.شیرین و زیبا.زبان خواندن حالم رو خوب می کنه.شاید یکی از دلایل حال بد بعضی از ما این باشد که افسانه شخصی خود را برای همه اوقات و فصول عمر دنبال نمی کنیم.شاید باورتان نشود اما ما گاهی خودمان را فراموش می کنیم و این بدترین نوع فراموشی است. سندروم خودفراموشی! اینکه آدم یادش برود در گذشته چه کسی بوده و به خودش چه قول هایی داد بوده؟اینکه فراموش کند دفعه قبل که خنجر خورد و زخمی شد چگونه برخاست و چه تصمیم و عزم جدیدی گرفت؟ قول هایی هستند مظلوم.مثل قول هایی که ما به خودمان داده بودیم.زبان خواندن شاید به این دلیل به ما نشاط می دهد که وارد فضای فکری متفاوتی نسبت به محیط مرسوم اطرافمان می شویم و آن حال و هوای تازه، اندیشه ها و آدم های تازه انگار شفایمان می دهد.بگذریم از این که خود یادگیری برای بعضی ها به قول حافظ "شرب مدام" است و مستی آور.دیگر از آرزوهایم این است که دوباره بتوانم ماشین بخرم و مادرم را دور بدهم.با هم برویم توی طبیعت چای بنوشیم و مادرم فقط حرف بزند و من فقط گوش بدهم.قشنگ ترین صدا برای من صدای مادرم است.اعصابم را آرام می کند.به خصوص وقتی کلامش طولانی می شود و انگار که دارد با خودش حرف می زند.امروز یک کلیپ دیدم میگفت: "من به خاطر مادرم زنده ام و به خاطر او راه می روم".من وقت هایی که حالم بد می شود در خیالم دست مادرم را می گیرم و با هم از این دنیا فرار می کنیم.این همیشه ته ذهن من هست.بگذریم.منم برای حال خوبتون دعا می کنم.برای افسانه شخصیتون که در هر بازه عمر ممکنه تغییر شکل بده اما هرگز هرگز هرگز نابود نمی شه. و افسرده ها همون هایی هستند که خودشان را فراموش کرده اند و دست از واکاویدن اعماق وجود خویش کشیده اند.راستی دوباره بپرسم.شما می تونین چند تا از مولفه های زن قدرتمند رو برام نام ببرید؟
ما را در سایت زن ها دیرتر به خواب می روند دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 49